وقتی دو دوست با هم قهر میکنند، یکی تلفن را جواب نمیدهد. وقتی دو کشور با هم قهر میکنند، یکی سفیرش را «برای مشورت» فرامیخواند؛ زبان مؤدبانهی دیپلماسی برای گفتن «از شما ناراضی هستیم». ابزارها فرق دارند، ولی منطق یکی است: نارضایتی را نشان بده، دست به خشونت نزن، و در را برای برگشت باز بگذار.
این شباهت تصادفی نیست. اعتماد، خشونت، قهر، آشتی و رقابت، هم بین آدمها هست و هم بین کشورها. این مقاله یک عینک برای نگاه کردن به هر دو پیشنهاد میکند. قرار نیست پیشبینی کند یک زوج یا یک کشور چه خواهد کرد؛ بهجایش شش سؤال به دستت میدهد که خواندن هر رابطهای را آسانتر میکنند:
- رابطه الان کجاست؟
- هر طرف چطور میبیندش؟
- چه چیزی جابهجایش میکند؟
- دو طرف چه کسانیاند؟
- چه چیزهایی دورش هستند؟
- رابطه در طول زمان چطور تغییر میکند؟
هر کدام از شش بخش اول به یکی از این سؤالها میپردازد. در طول راه به چیزها عددهای تقریبی میدهیم، مثلاً طیفی از صفر تا ده، چون عدد مقایسه را آسان میکند. این عددها را ابزار فکر کردن ببین، نه اندازهگیری. بعد همهی تکهها را در یک تصویر کنار هم میگذاریم و هشت الگوی آشنا را میبینیم، از دعوای زن و شوهر تا مسابقهی تسلیحاتی، که این عینک توضیحشان میدهد.
۱رابطه الان کجاست؟
روانشناسان برای توصیف شخصیت مدل مشهوری دارند به اسم «پنج عامل بزرگ».۱ برای رابطهها چنین مدل پذیرفتهشدهای وجود ندارد، ولی چند پژوهش ابعاد مشترکی پیدا کردهاند.۲ از ترکیب آنها هفت بُعد درمیآید. هر کدام را یک طیف از صفر (کم) تا ده (زیاد) در نظر بگیر:
- گرمی: از خصومت تا دوستی
- همسویی منافع: آیا سود یکی، سود دیگری هم هست؟
- برابری قدرت: چه کسی دست بالا را دارد؟
- وابستگی متقابل: سرنوشت دو طرف چقدر به هم گره خورده؟
- اعتماد: میشود روی رفتار طرف مقابل حساب کرد؟
- رسمیت: رابطه روی قرارداد است یا روی عرف و احساس؟
- پایداری: رابطه چقدر جاافتاده است؟
هر بُعد در هر دو دنیا دیده میشود:
| بُعد | بین آدمها | بین کشورها |
|---|---|---|
| گرمی | دو دوست قدیمی که از دیدن هم خوشحال میشوند | سفرهای رسمی و پیامهای گرم |
| همسویی منافع | زوجی که برای یک خانه پسانداز میکنند | دو کشور در برابر یک تهدید مشترک |
| برابری قدرت | یک مدیر و یک کارمند تازه | یک ابرقدرت و همسایهی کوچکش |
| وابستگی متقابل | زوجی با خانه و حساب مشترک | دو اقتصاد گرهخورده با تجارت |
| اعتماد | ماشینت را بیدغدغه قرض بدهی | تبادل اطلاعات امنیتی |
| رسمیت | عقدنامه، یا یک توافق ناگفته | پیمان رسمی، یا تفاهم نانوشته |
| پایداری | دوستی بیستساله | اتحادی که از چند دولت عمر بیشتری کرده |
این هفت بُعد از هم مستقلاند. دو دوست میتوانند گرمی بالا و منافع متضاد داشته باشند، مثلاً وقتی هر دو برای یک موقعیت شغلی رقابت میکنند. دو کشور رقیب میتوانند گرمی کم و وابستگی اقتصادی زیاد داشته باشند. همین استقلال است که به این عینک اجازه میدهد چیزی بیشتر از «خوب» یا «بد» بگوید.
یک راه ساده برای دیدن هر هفت بُعد با هم، نمودار راداری است. هر پره یک بُعد است، و هرچه نقطه دورتر از مرکز باشد، مقدار بیشتر است. نقطهها را که به هم وصل کنی، هر رابطه یک شکل پیدا میکند.
۲هر طرف چطور میبیندش؟
یک رابطه یک تصویر ندارد، دو تصویر دارد: تصویر من و تصویر تو. خیلی از دعواها از فاصلهی همین دو تصویر شروع میشوند، نه از خود رابطه. رابرت جرویس، پژوهشگر روابط بینالملل، نشان داد جنگها هم بارها همینطور شروع شدهاند: با اینکه یک طرف نیت طرف دیگر را اشتباه خوانده است.۳
فاصلهی این دو تصویر را شکاف ادراکی مینامیم. این شکاف در همهی ابعاد یکجور نیست. گرمی و اعتماد فقط در ذهن هر طرف وجود دارند. ولی منافع، قدرت، وابستگی و رسمیت یک مقدار واقعی هم دارند که میشود سنجید، مثلاً با آمار تجارت، پیمانها یا توان نظامی، و تصویر هر طرف میتواند از آن فاصله بگیرد.
۳چه چیزی جابهجایش میکند؟
تصویر ثابت نمیماند. یک حلقه بارها و بارها تکرار میشود: هر طرف رفتار اخیر دیگری را میخواند، تصویرش از رابطه کمی جابهجا میشود، رفتار بعدیاش را انتخاب میکند، و همین انتخاب ورودی طرف مقابل میشود. هر طرف رفتار دیگری را از فیلتر شخصیت خودش میخواند؛ شخصیت موضوع بخش ۴ است.
رفتارها شش خانوادهاند. هر خانواده رابطه را به سمت خودش هل میدهد، و هر کدام یک نسخه بین آدمها دارد و یک نسخه بین کشورها:
| خانواده | بین آدمها | بین کشورها | رابطه را به کدام سمت میبرد |
|---|---|---|---|
| سازنده | محبت، کمک، یک حرف خوب | کمک، تحسین، سفر رسمی | گرمی و اعتماد بیشتر |
| همکاری | برنامهی مشترک، تقسیم کار | توافق تجاری، پروژهی مشترک | منافع همسوتر، وابستگی بیشتر |
| ترمیم | عذرخواهی، بخشش | آشتی، جبران خسارت | برگشت گرمی، برگشت آرام اعتماد |
| خصومت | انتقاد، طعنه، تحقیر | لحن خصمانه، تبلیغات | گرمی کمتر |
| زور | تهدید، کنترل، خیانت | تهدید، فشار، نیروی نظامی | اعتماد کمتر، جابهجایی قدرت |
| فاصله | قهر، دوری | فراخواندن سفیر، تحریم | گرمی و وابستگی کمتر، فعلاً |
رفتارها از نظر ابهام هم فرق دارند. یک سکوت را میشود «خستگی» خواند یا «بیاعتنایی». همینجاست که شخصیت وارد میشود: تعیین میکند کدام خوانش برنده شود.
۴دو طرف چه کسانیاند؟
دو آدم در یک موقعیت یکسان، رفتار یکسانی نمیکنند. این عینک برای هر طرف یک شخصیت در نظر میگیرد، ولی آدم و کشور را با یک خطکش نمیسنجد.
برای فرد، پنج صفت. دو تا از «پنج عامل بزرگ» میآیند: سازگاری، و حساسیت به تهدید که روانشناسان به آن روانرنجوری میگویند. دو تا از نظریهی دلبستگی میآیند، که بررسی میکند آدمها در رابطههای نزدیک با نزدیکی و فاصله چطور کنار میآیند.۴ پنجمی، انگیزهی قدرت، از پژوهشهای انگیزش آمده است.۵
| صفت | یعنی | در رابطه |
|---|---|---|
| سازگاری | بهطور پیشفرض گرم و همکاریجو | همکاری و ترمیم را بیشتر انتخاب میکند |
| حساسیت به تهدید | زود خطر را حس میکند | رفتار مبهم را خصمانه میخواند |
| اضطراب دلبستگی | ترس از رها شدن | به فاصله شدید واکنش نشان میدهد |
| اجتناب | ناراحتی از نزدیکی | در تنش عقب میکشد |
| انگیزهی قدرت | کنترل و جایگاه میخواهد | توازن را به نفع خودش هل میدهد |
برای جمع، یعنی یک گروه، شرکت یا کشور، شش صفت. دو تا از روابط بینالملل میآیند: فرهنگ راهبردی، یعنی عادتهای جاافتادهی یک کشور دربارهی اینکه کی استفاده از زور پذیرفتنی است،۶ و نسبتش با نظم موجود، یعنی اینکه میخواهد اوضاع همینطور بماند یا عوض شود.۷
| صفت | از … تا | در رابطه |
|---|---|---|
| فرهنگ راهبردی | ستیزهجو تا همکاریجو | تمایل پیشفرض به زور یا به توافق |
| احساس ناامنی | ایمن تا ناامن | رفتار مبهم را خصمانه میخواند |
| نسبت با نظم موجود | حافظ وضع موجود تا تجدیدنظرطلب | برای تغییر توازن قدرت فشار میآورد |
| جهتگیری بیرونی | درگیر تا انزواطلب | رابطه میسازد، یا فاصله میگیرد |
| فشار داخلی | کم تا زیاد | عقبنشینی و سازش را گران میکند |
| تمرکز تصمیمگیری | پراکنده تا متمرکز | شخصیت رهبر چقدر تعیینکننده است |
صفت آخر دو جدول را به هم وصل میکند. هرچه تصمیمگیری متمرکزتر باشد، رفتار جمع بیشتر شبیه رهبرش میشود. پژوهشگران هنوز بحث میکنند که رهبران تا چه اندازه تاریخ را میسازند، ولی کمابیش توافق دارند که هرچه قدرت در دست افراد کمتری باشد، رهبر مهمتر است.۸
۵چه چیزهایی دورش هستند؟
هیچ رابطهای تنها نیست. هر جفت درون شبکهای بزرگتر قرار دارد، و چند چیز دور و برش به آنچه بین دو طرف اتفاق میافتد شکل میدهد:
- نفر سوم میتواند بهعنوان میانجی دو طرف را به هم نزدیک کند، بهعنوان ضامن خیانت را گران کند، یا بهعنوان دشمن مشترک متحدشان کند.
- داور، یعنی یک مرجع بالادستی مثل دادگاه یا پلیس، خشونت را گران میکند. بین کشورها معمولاً چنین داوری وجود ندارد؛ پژوهشگران روابط بینالملل به این وضعیت آنارشی میگویند.۹
- تماشاگران هر طرف را میپایند: مردم، همکاران، خانواده. عقبنشینی و سازش را گرانتر میکنند، چون کوتاه آمدن جلوی تماشاگران ضعف به نظر میرسد.۱۰
- سازوکارهایی که به خود رابطه وصلاند، رفتارها را روشنتر یا خیانت را گرانتر میکنند: راستیآزمایی، گرو، یا خط تلفن مستقیمی مثل خطی که در ۱۹۶۳ بین مسکو و واشنگتن برقرار شد.۱۱
- شوکهای بیرونی، مثل یک بحران، یک فاجعه یا یک تهدید مشترک تازه، از بیرون به رابطه ضربه میزنند.
۶رابطه در طول زمان چطور تغییر میکند؟
رابطه قدم به قدم حرکت میکند، با هر دور حلقه یک قدم، و چند قاعده تعیین میکند این قدمها چطور روی هم جمع شوند.
اعتماد آهسته ساخته میشود و سریع میریزد. کارهای خوب کوچک کمکم بالایش میبرند؛ یک خیانت میتواند بیشترش را در یک قدم از بین ببرد. پژوهشگران به این «اصل عدم تقارن» میگویند: نابود کردن اعتماد از ساختنش آسانتر است.۱۲ ترمیم ممکن است، ولی کندتر از آسیب، و معمولاً جای زخم میماند: رابطه برمیگردد، ولی نه تا همانجا.
وقتی اتفاقی نمیافتد، رابطه به نقطهی صفر برنمیگردد. کمی جابهجا میشود و بعد مینشیند، و بخشی از گذشته را نگه میدارد. دو دوست قدیمی که سالها همدیگر را ندیدهاند هنوز بخشی از صمیمیتشان را دارند، و یک خیانت قدیمی میتواند سالها بعد هم روی رابطه سایه بیندازد.
با گذشت زمان، این قدمها به پایداری تبدیل میشوند. تاریخچهی طولانی با نوسان کم، رابطه را محکم میکند، چه خوب باشد چه بد، و رابطه معمولاً در یکی از چند حالت آرام میگیرد. الکساندر ونت، نظریهپرداز روابط بینالملل، سه حالت اینچنینی را بین کشورها توصیف میکند: دشمن، رقیب و دوست.۱۳ رابطهی آدمها هم به شکلهای مشابهی آرام میگیرد.
۷کل مدل در یک تصویر
این همهی تکههاست کنار هم: شبکهای که همه در آن زندگی میکنند، دو طرف یک رابطه، رفتارهایی که بینشان ردوبدل میشود، و الگوهایی که از دل این رفتوبرگشت بیرون میآیند.
۸هشت الگو که این عینک نشان میدهد
یک عینک خوب چیزهای آشنا را واضحتر نشان میدهد. هشت الگوی زیر هم بین آدمها دیده میشوند و هم بین کشورها، و هر کدام از تکههای بالا نتیجه میشوند.
۱. مارپیچ تشدید
دو طرف حساس به تهدید، بدون داور، رفتار مبهم هم را خصمانه میخوانند و با کمی خصومت جواب میدهند، و هر جواب ورودی دور بعدی طرف مقابل میشود. پژوهشگران روابط بینالملل به این «معمای امنیت» میگویند: کشوری که برای دفاع مسلح میشود، از دید همسایه تهدید است، و همسایه هم مسلح میشود.۱۴ در خانه، همین الگو دعوایی است که با یک جملهی مبهم شروع میشود و ساعتها ادامه پیدا میکند.
۲. اعتماد با پله میآید و با آسانسور میرود
بخش ۶ گفت اعتماد سریعتر از آنچه ساخته میشود میریزد. پژوهش روی زوجها یک عدد تقریبی هم برایش دارد. جان گاتمن، روانشناس، دید در ازدواجهای پایدار، حتی وسط اختلافها، تعاملهای مثبت حدود پنج برابر تعاملهای منفیاند.۱۵ به زبان دیگر، یک لحظهی تلخ را حدود پنج لحظهی خوب باید جبران کند.
۳. تعقیب و گریز
وقتی یکی مضطرب است و از دوری میترسد، و دیگری اجتنابی است و از نزدیکی فرار میکند، هر قدم یکی برای نزدیک شدن، دیگری را عقب میراند. پژوهشگران رابطهی زوجها به این «الگوی مطالبه و کنارهگیری» میگویند.۱۶ چنین زوجی بهندرت دشمن یا دوست کامل میشوند؛ در میانه میمانند، و چون طرف مضطرب فاصله را سردی میخواند، دو تصویرشان از یک رابطه از هم دور میشود.
۴. قهر فقط با کسی کار میکند که به تو نیاز دارد
قهر وقتی اثر دارد که طرف مقابل به تو وابسته باشد. پژوهشهای تحریم اقتصادی هم همین را نشان میدهند: تحریم بیشتر علیه متحدان و شریکهای تجاری کشور تحریمکننده جواب میدهد.۱۷ و قهر با کسی که برایش مهم نیستی، فقط فاصله را بیشتر میکند.
۵. نابینایی دست بالا
طرف قویتر معمولاً نابرابری را کمتر میبیند. مدیر ممکن است فکر کند رابطهاش با کارمند برابر و دوستانه است، در حالی که کارمند اینطور حس نمیکند. آزمایشها بخشی از این تصویر را تأیید میکنند: آدمهایی که در موقعیت قدرت قرار میگیرند، کمتر از دید دیگران به ماجرا نگاه میکنند.۱۸ برای همین رابطهی نابرابر معمولاً یک شکاف پایدار در اعتماد دارد: طرف ضعیفتر چیز بیشتری برای از دست دادن دارد، پس کمتر اعتماد میکند، حتی وقتی رفتار هر دو طرف دوستانه است.
۶. سه حالت پایدار
همانطور که بخش ۶ گفت، رابطهها معمولاً بهصورت دشمن، رقیب یا دوست آرام میگیرند. رفتن از یک حالت به حالت دیگر یک ضربهی بزرگ لازم دارد، نه چند تلنگر. بعد از جنگ جهانی دوم، فرانسه و آلمان صنعت زغالسنگ و فولادشان را، یعنی مواد اولیهی جنگ را، زیر نظر یک مرجع مشترک گذاشتند.۱۹ آنها ساختار رابطه را عوض کردند، نه فقط حسش را.
۷. دشمنِ دشمن
وقتی نفر سوم وارد میشود، مثلثها به سمت تعادل میروند. فریتس هایدر، روانشناس، این را «نظریهی توازن» نامید: دشمنِ دشمنم دوست من است.۲۰ اتحاد آمریکا و شوروی علیه آلمان نازی نمونهی کلاسیک آن است، و از هم پاشیدنش بعد از رفتن دشمن مشترک هم.
نفر سوم نقشهای دیگری را هم که در بخش ۵ آمد بازی میکند. در آزمایش مشهور «رابرز کیو» که مظفر شریف انجام داد، دو گروه پسربچه در یک اردوی تابستانی با هم دشمن شدند، و فقط وقتی آشتی کردند که با مشکلهایی روبهرو شدند که هیچ گروهی بهتنهایی از پسشان برنمیآمد.۲۱
۸. راه خروج آبرومندانه
بخش ۵ گفت تماشاگران عقبنشینی را گران میکنند. در بحران موشکی کوبا در ۱۹۶۲، بخشی از توافقی که بحران را تمام کرد، یعنی خروج موشکهای آمریکایی از ترکیه، سالها مخفی ماند تا هیچ طرف مجبور نشود جلوی تماشاگرانش کوتاه بیاید.۲۲
۹این عینک را خودت امتحان کن
یک رابطه انتخاب کن: یک دوستی، یک تیم کاری، دو شرکت، یا دو کشوری که در خبرها هستند. بعد بپرس:
- در هفت بُعد، کدام بالاست و کدام پایین؟ شکلش را بکش.
- طرف مقابل همین شکل را میکشد؟ دو تصویر کجا بیشتر از هم فاصله دارند؟
- این اواخر چه رفتارهایی رابطه را جابهجا کرده، و به کدام سمت؟
- چه چیزی در شخصیت هر طرف باعث میشود اتفاقها را جور خاصی بخواند؟
- چه کس دیگری درگیر است، چه کسی تماشا میکند، و آیا داوری هست؟
- رابطه در کدام حالت پایدار نشسته، و جابهجا کردنش چه میخواهد؟
سؤال دوم معمولاً سختترین سؤال برای جواب صادقانه است، و معمولاً مفیدترینش.
۱۰آنچه این عینک نشان نمیدهد
این عینک یک نقشه است، نه خود سرزمین. عددهای این مقاله تصویرسازیاند، نه اندازهگیری. هفت بُعد همهچیز یک رابطه نیست: عشق، هویت و فرهنگ پیچیدهتر از چند عددند. و آدم و کشور یکی نیستند؛ کشورها داور بالادستی ندارند و تصمیمهایشان از دل بوروکراسی و سیاست داخلی میگذرد.
با این حال، وقتی همین چند تکه هم دعوای یک زوج را توضیح میدهد و هم مسابقهی تسلیحاتی را، هم یک قهر بیصدا را و هم فراخواندن یک سفیر را، یعنی چیزی واقعی را دربارهی رابطهها گرفته است.
یادداشتها
- «پنج عامل بزرگ» (گشودگی، وظیفهشناسی، برونگرایی، سازگاری، روانرنجوری) پرکاربردترین مدل شخصیت است. McCrae, R. R. & John, O. P. (1992), “An introduction to the five-factor model and its applications,” Journal of Personality 60(2), 175–215. ↩
- این پژوهش چهار بُعد پیدا کرد: همکاری در برابر رقابت، برابر در برابر نابرابر، عمیق در برابر سطحی، و عاطفی در برابر کاری. هفت بُعد این مقاله ترکیب خود ماست. Wish, M., Deutsch, M. & Kaplan, S. J. (1976), “Perceived dimensions of interpersonal relations,” Journal of Personality and Social Psychology 33(4), 409–420. ↩
- Jervis, R. (1976), Perception and Misperception in International Politics, Princeton University Press. ↩
- نظریهی دلبستگی با جان بالبی و مری اینزورث شروع شد. کاربردش در رابطههای بزرگسالان، از جمله سبکهای مضطرب و اجتنابی، از این مقاله است: Hazan, C. & Shaver, P. (1987), “Romantic love conceptualized as an attachment process,” Journal of Personality and Social Psychology 52(3), 511–524. ↩
- McClelland, D. C. (1975), Power: The Inner Experience, Irvington. ↩
- این اصطلاح را جک اسنایدر مطرح کرد: Snyder, J. (1977), The Soviet Strategic Culture: Implications for Limited Nuclear Operations, RAND Corporation, R-2154-AF. ↩
- دربارهی کشورهای حافظ وضع موجود و تجدیدنظرطلب: Schweller, R. L. (1994), “Bandwagoning for profit,” International Security 19(1), 72–107. ↩
- Byman, D. L. & Pollack, K. M. (2001), “Let us now praise great men: bringing the statesman back in,” International Security 25(4), 107–146. ↩
- Waltz, K. N. (1979), Theory of International Politics, Addison-Wesley. ↩
- Fearon, J. D. (1994), “Domestic political audiences and the escalation of international disputes,” American Political Science Review 88(3), 577–592; Putnam, R. D. (1988), “Diplomacy and domestic politics: the logic of two-level games,” International Organization 42(3), 427–460. ↩
- آمریکا و شوروی در ژوئن ۱۹۶۳ توافق کردند یک خط ارتباط مستقیم برقرار کنند، بعد از اینکه بحران موشکی کوبا نشان داد پیامها در شرایط اضطراری چقدر کند میرسند. این خط از ۳۰ اوت ۱۹۶۳ به کار افتاد. ↩
- Slovic, P. (1993), “Perceived risk, trust, and democracy,” Risk Analysis 13(6), 675–682. ↩
- ونت این سه را «فرهنگهای آنارشی» مینامد: هابزی (دشمن)، لاکی (رقیب) و کانتی (دوست). Wendt, A. (1999), Social Theory of International Politics, Cambridge University Press. ↩
- Herz, J. H. (1950), “Idealist internationalism and the security dilemma,” World Politics 2(2), 157–180; Jervis, R. (1978), “Cooperation under the security dilemma,” World Politics 30(2), 167–214. ↩
- Gottman, J. M. (1994), What Predicts Divorce? The Relationship Between Marital Processes and Marital Outcomes, Lawrence Erlbaum. ↩
- Christensen, A. & Heavey, C. L. (1990), “Gender and social structure in the demand/withdraw pattern of marital conflict,” Journal of Personality and Social Psychology 59(1), 73–81. ↩
- Hufbauer, G. C., Schott, J. J., Elliott, K. A. & Oegg, B. (2007), Economic Sanctions Reconsidered, 3rd ed., Peterson Institute for International Economics. ↩
- Galinsky, A. D., Magee, J. C., Inesi, M. E. & Gruenfeld, D. H. (2006), “Power and perspectives not taken,” Psychological Science 17(12), 1068–1074. ↩
- این طرح با «بیانیهی شومان» در ۹ مه ۱۹۵۰ اعلام شد و با پیمان پاریس که ۱۸ آوریل ۱۹۵۱ امضا شد و «جامعهی زغالسنگ و فولاد اروپا» را ساخت، اجرا شد. پیشنهاد بیانیه این بود که تولید زغالسنگ و فولاد فرانسه و آلمان زیر نظر یک «مرجع عالی» مشترک قرار گیرد. ↩
- Heider, F. (1946), “Attitudes and cognitive organization,” Journal of Psychology 21, 107–112. ↩
- Sherif, M., Harvey, O. J., White, B. J., Hood, W. R. & Sherif, C. W. (1961), Intergroup Conflict and Cooperation: The Robbers Cave Experiment, University of Oklahoma. خود آزمایش در ۱۹۵۴ انجام شد. ↩
- Bernstein, B. J. (1980), “The Cuban Missile Crisis: trading the Jupiters in Turkey?”, Political Science Quarterly 95(1), 97–125. این معامله تا اواخر دههی ۱۹۸۰ بهطور رسمی تأیید نشده بود. ↩
